آرش تاجدار
پرواز دهها جنگنده اسرائیلی در نزدیکی مرزهای ایران، بیش از آنکه یک رزمایش نظامی متعارف باشد، یک مانور سیاسی دقیق و یک عملیات روانی چندوجهی است. این اقدام، که تحت عنوان «شبیهسازی حمله به تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی» گزارش شده، در واقع ارسال پیامی صریح با سه مخاطب اصلی است: رهبران جمهوری اسلامی، دولت ایالات متحده و افکار عمومی در داخل اسرائیل.
این پروازها، برای رژیم یک تلهی استراتژیک طراحی کردهاند. رژیم جمهوری اسلامی اکنون در دوراهی دشواری میان واکنش و انفعال قرار گرفته که هر دو گزینه، هزینههای سنگینی برایش به همراه دارد. اگر جمهوری اسلامی به این اقدام واکنش نظامی نشان ندهد، تصویری که دههها برای ساختن آن تحت عنوان قدرت بازدارندگی و محور مقاومت سرمایهگذاری کرده، به شدت مخدوش میشود. این انفعال، به معنای پذیرش تلویحی برتری هوایی و عملیاتی اسرائیل و خالی بودن دست خود برای یک پاسخ مؤثر است. چنین برداشتی، هم در میان نیروهای نیابتیاش در منطقه و هم در بدنه تندرو داخلی، میتواند به فرسایش اقتدار و اعتبار آن منجر شود.
از سوی دیگر، هرگونه واکنش نظامی مستقیم از سوی جمهوری اسلامی، دقیقاً همان چیزی است که برخی چهره ها در اسرائیل ممکن است به دنبال آن باشند: یک بهانه برای آغاز درگیری گستردهتر. با توجه به وضعیت شکننده اقتصاد ایران، نارضایتیهای عمیق اجتماعی و انزوای بینالمللی جمهوری اسلامی، ورود به یک جنگ تمامعیار میتواند ریسکی وجودی برای بقای سیستم باشد. بنابراین، محتملترین سناریو، یک واکنش کنترلشده از طریق نیروهای نیابتی خواهد بود؛ راهکاری که ضمن تلاش برای حفظ آبرو، از عبور از آستانه جنگ جلوگیری کند. اما حتی این راهکار نیز دیگر کارایی گذشته را ندارد، زیرا اسرائیل با این مانور نشان داده که محاسبات خود را بر اساس رویارویی مستقیم با تهران تنظیم کرده، نه درگیریهای حاشیهای با گروههای وابسته.
مخاطب دیگر این پیام، واشنگتن است. اسرائیل با این نمایش قدرت، به متحد خود یادآوری میکند که در صورت ناکارآمدی دیپلماسی یا عدم قاطعیت آمریکا در قبال برنامه هستهای جمهوری اسلامی، حاضر است به تنهایی دست به کار شود. این اقدام، اهرم فشاری بر دولت آمریکاست تا حمایت خود را از یک راهحل نظامی احتمالی افزایش دهد. در واقع، اسرائیل با این کار، هزینه تعلل یا مماشات غرب با جمهوری اسلامی را بالا میبرد و تلاش میکند تا کنترل زمانبندی و شدت بحران را در دست خود نگه دارد.
اما مهمترین پیامد این تنشزایی فزاینده، متوجه مردم ایران است. این رویداد بار دیگر نشان میدهد که چگونه سیاستهای ماجراجویانه و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران را به گروگان گرفته است. برنامه هستهای جمهوری اسلامی که با هزینههای هنگفت اقتصادی و تحریمهای ویرانگر دنبال شده، نه تنها به قدرت وامنیت برای کشور منجر نشده، بلکه ایران را به صحنه یک رویارویی خطرناک تبدیل کرده که مردم ایران، اولین قربانیان آن خواهند بود. این پروازها، بیش از هر چیز، یادآور این واقعیت تلخ است که تا زمانی که جمهوری اسلامی وجود دارد، آسمان کشور هرگز آرام نخواهد بود و منابع ملی به جای رفاه مردم، صرف پروژههایی میشود که تنها نتیجه آن نابودی کشور است.